الفيض الكاشاني
225
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
درجهء سوّم اين است كه در ايمان و واجبات ريا نمىكند ولى در مستحبّات و سنتّهايى كه تركش گناه ندارد ريا مىكند . چنين شخصى در خلوت نسبت به انجام آنها كاهل است چون ميل به ثواب مستحبّات در او قوى نيست و لذّت تنبلى را بر اميد به ثواب مستحبّات ترجيح مىدهد ، آنگاه ريا او را بر انجام آنها برمىانگيزد مانند ؛ حضور در نماز جماعت ، عيادت بيمار ، تشييع جنازه و غسل ميّت ، نماز شب خواندن ، روزه در روز عرفه و نظير اينها . گاه شخص رياكار تمام اعمال ( مستحبّ ) ياد شده را از بيم نكوهش مردم يا ستايش خواهى انجام مىدهد ، و خداى متعال مىداند كه اگر تنها باشد عملى بيشتر از واجبات انجام نمىدهد . اين نوع ريا نيز مهمّ است ولى از نوع پيش از آن پايينتر است ، زيرا رياكار قبلى سپاس مردم را بر سپاس خدا ترجيح مىداد و رياكار مورد بحث نيز همين كار را مىكند و از نكوهش مردم پرهيز مىكند ولى از نكوهش خدا پرهيز نمىكند و گويى نكوهش مردم در نزد او بالاتر از كيفر خداى متعال است . امّا رياكار مورد بحث ( يعنى درجه سوّم ) كار رياكار ( درجه دوّم ) را نكرده است چرا كه اگر عمل مستحبّ را ترك كند كيفر نمىشود و گويى جرمش نصف جرم رياكار اوّل است و كيفرش نيز نصف كيفر اوست ، اين بود رياكارى در اصول عبادات . بخش دوّم ريا در اوصاف عبادات است نه اصول آن و اين نيز سه درجه دارد : درجهء اول ريا كردن در انجام عملى است كه ترك آن موجب نقصان عبادت است ؛ مانند كسى كه قصد دارد ركوع و سجود را كوتاه كند و قرائت را طول ندهد ولى آنگاه كه مردم او را مىبينند ركوع و سجود را خوب انجام مىدهد و نشستن بين دو سجده را كامل مىكند . ابن مسعود گفته است : هر كس اين عمل را انجام دهد پروردگار خويش را سبك شمرده است ، يعنى اهميّت نمىدهد به اين كه خدا در خلوت به حال او آگاه است و هرگاه انسانى از او آگاه شود نماز را خوب مىخواند هر كس در برابر شخصى چهار زانو يا در حالى كه تكيه داده نشسته باشد و غلام آن شخص وارد شود ، پس برخيزد و خوب